نشینمنگاه تنهایی های من

نشینمنگاه

۱۴ مطلب با موضوع «زندگی» ثبت شده است

نظر شما در مورد صحبت های پسر و دختر در روز خاسگاری  چیه پسر دختر ها معمولا چه چیز هایی از هم میپرسن ؟ به نظر شما چی باید بپرسن؟اگر شما باشید چی میپرسید؟

 معمولی خصوصی یا ناشناس فرقی نمیکنه هر جوری مایلید فقط نظر بدید

۱۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۵:۲۷
bsj sajjad

ساعت هایی سخت ذهنی آشفته از معارف ، افکار ، اعمال ، ... زندگی بر وفق مراد نیست چرخ دنیا  دیگر برای من نمیچرخد !

زیبا بود آن روزی که میتوانستم ببینم و ندیدم به عشق سازنده عاشقیم به عشق پروردگاری که خلق کرد برای رستگاری خلق کرد برای پیشرفت و فرمان داد بر نیکی و بزرگواری اما کو گوش شنوا

اما من در زندگی فراموشم شده انگار باید ها و نباید هایی هست دیدنی ها و نادیدنی ها شنیدنی ها و ناشنیدنی ها هر بار به خود میگویم وقت تنگ استو میگذرم از کنار بخت نگون بختم!

کاش میتوانستم آنجه دوست دارم باشم اما نمیتوانم !!! خدایا کمکم کن از کنار رحمتت بی توشه نگذرم و بر دیده هایت و نادیده هایم مرا سرزنش مکن !

نمیگویم کاش میگویم ممنون از اینکه نمیتوانم انجه نیستم باشم ولی میدانم هستند کسانی که من نیستند ومرا از دید خود به خوی خود نیشخند میزنند!



 پ ن : پیشنیاز یا شاهکلید رمز گشایی(بفره 5 الی 15)

۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۷ ، ۲۳:۲۲
bsj sajjad

derakht

     شیرین شود این خرما اگر لازم شود

    از لعل وجودش گر در دلم جایز شود 

           دل را رهسپارش کرده ام تا لازم شود

            شعر آید از درون،  دیدنش  جایز شود

              ذره ای دیدنش جایز شود تا که داشتنش  لازم شود 

              ساجدا،حرمت از بار حرامش برهانیده تاکه جایز شود 

 کاش بداند عاشقم عاشق عاشقی عاشقم

 عاشقان را باعشق عاشقی عشقیست عشق

لایه جدید...
۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۷ ، ۱۲:۰۶
bsj sajjad

gol

به نام نامی عشق***بنویسید بر سنگ مزارم

الا یا اهل العالم*** بدانید دیوانه راه کربلایم

شوق پریدنی دارم *** گر توانم، راهی راه کربلایم

آن عقاب تیز پروازم***کز عشق بر نینگیزم

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۷ ، ۱۶:۳۲
bsj sajjad

فکرشو بکنید با 120 تا سرعت سر پیچ هشتی پلیس دیدم ! خواستم ترمز کنم که کنترل از دستم در  رفت  یعنی فرمون بازی کردو منم با همه کم تجربگیم فرمونو دو دستی چسبیدم تا به خودم اومدم دیدم ماشین یه دور 180 درجه چرخیده و با پشت ماشین کشیده شدم به سمت بیرون جاده که بقلش یه جوب بزرگ بود یه لحظه رو هوا بودم که محمود کریمی توضبط ماشین داد میزد  یا حسن! خلاصه اول خدا بهم رحم کرد بعد به مدد ابی عبدالله جون سالم به درد بردمو خدارو شکر ماشین چپ نشد که اگر میشد الان نمینوشتم داشتن سنگ قبرمو اماده میکردن خخخخ

پ ن : شاید امروز این اتفاق باعث شد بفهمم کی هستمو چه کار هایی زیبنده من نیست 

پ ن : از خرید دلار پشیمون شدم

پ ن : میرم همون کاسبی حلال خودمو ادامه میدم !

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۷ ، ۱۶:۰۰
bsj sajjad