نشینمنگاه تنهایی های من

نشینمنگاه

ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺟﺎﻧﺒﺎﺯ ‏« ﻋﻠﯽ ﻗﻤﺮﯼ ‏» ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻩﯼ 19 ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﻓﺴﺮﺍﻥ

ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺩﮊ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﺗﻬﺎﺟﻢ ﻫﻤﻪﺟﺎﻧﺒﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﻋﻠﯿﻪ

ﮐﺸﻮﺭﻣﺎﻥ، ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻤﺮﺯﻣﺎﻧﺶ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻪ ﺩﻓﺎﻉ

ﺍﺯ ﺣﺮﯾﻢ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻮﺩ؛ ﮔﺮﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻃﺒﻖ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻇﺮﻑ 48

ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺗﺎﺯﻩﻧﻔﺲ ﺗﻌﻮﯾﺾ ﻣﯽﺷﺪ، ﺑﺎ ﮐﻤﮏ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻣﯽ

‏( ﺑﺴﯿﺠﯽ ﻭ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭ‏) ﻭ ﺗﺠﻬﯿﺰﺍﺕ ﻣﺤﺪﻭﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ، ﺍﺯ ﺳﺮ

ﻭﻃﻦﭘﺮﺳﺘﯽ، ﻏﯿﺮﺕ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ 34 ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺘﺠﺎﻭﺯ ﺍﻓﺴﺎﺭﮔﺴﯿﺨﺘﻪ

ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﮔﯽ ﮐﺮﺩ.

ﺳﺮﻫﻨﮓ ﻗﻤﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﻭﺭﻩﻫﺎﯼ ﺁﻣﻮﺯﺷﯽ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺍﺯﺟﻤﻠﻪ ﺗﮑﺎﻭﺭﯼ ﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ،

ﺭﻧﺠﺮ، ﭼﺘﺮﺑﺎﺯ، ﭼﺮﯾﮏ، ﮔﺮﯾﻼ، ﺟﻨﮓﻫﺎﯼ ﻧﺎﻣﻨﻈﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﺳﻄﺢ

ﺣﺮﻓﻪﺍﯼ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻩ ﻭ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﻣﺠﺮﺏ ﺑﻪ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻧﻔﺮ ﻧﯿﺰ ﺍﯾﻦ

ﺁﻣﻮﺯﺵﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﺍﺗﯽ ﻫﻤﭽﻮﻥ 51 ﺳﺎﻝ ﺧﺪﻣﺖ

ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺶ، 98 ﻣﺎﻩ ﺧﺪﻣﺖ ﺩﺭ ﺟﺒﻬﻪ، ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕﻫﺎﯼ

ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻭ ﻣﺠﺮﻭﺣﯿﺖ ﻭ ﺟﺎﻧﺒﺎﺯﯼ ﺍﺳﺖ .

ﻭﯼ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻪ ﺗﮑﺎﻭﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﺍﺭﺗﺶ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ، ﻋﻀﻮ

ﺗﯿﻢ ﺗﯿﺮﺍﻧﺪﺍﺯﯼ ﺳِﻨﺘﻮ ﺑﻮﺩﻩ، ﻭ ﻫﺮ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﻣﺴﺎﺑﻘﺎﺕ ﺗﯿﺮﺍﻧﺪﺍﺯﯼ

ﺍﯾﻦ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﻧﻈﺎﻣﯿﺎﻥ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ، ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ، ﺁﻟﻤﺎﻥ ﻭ

ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﻣﯽﺷﺪ، ﻫﻢ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﺍﻧﻔﺮﺍﺩﯼ ﻭ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺗﯿﻢ ﺍﯾﺮﺍﻥ

ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﻭﻝ ﺭﺍ ﮐﺴﺐ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺩﻓﺎﻉ ﻣﻘﺪﺱ ﺍﺯ ﻣﻌﺪﻭﺩ ﺗﮑﺎﻭﺭﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ

ﻭﻗﻮﻉ ﺟﻨﮓ ﺗﺤﻤﯿﻠﯽ، ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻧﺒﺮﺩ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ

1354 ﻭ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻤﮏ ﺷﺎﻩ ﻋﻤﺎﻥ، ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺗﮑﺎﻭﺭﺍﻥ

ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺟﻬﺖ ﺣﻞ ﻭﻓﺼﻞ ﻣﻨﺎﻗﺸﺎﺕ ﻣﻨﻄﻘﻪﺍﯼ ﺑﺎ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺗﮑﺎﻭﺭﺍﻥ ﺑﻪ

ﮐﺸﻮﺭ ﻋﻤﺎﻥ ﻋﺰﯾﻤﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻧﻘﺶ ﻣﻮﺛﺮﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺩﺭ ﺁﻥ

ﮐﺸﻮﺭ ﺍﯾﻔﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ.

ﺳﺮﻫﻨﮓ ﻗﻤﺮﯼ ﺟﺰﻭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﺍﺭﺗﺶ ﻭ ﻫﻢﺩﻭﺭﻩ ﺷﻬﯿﺪ ﺳﺮﻟﺸﮑﺮ

ﺁﺑﺸﻨﺎﺳﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺧﺪﻣﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ 50 ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ

ﻧﯿﺮﻭﻫﺎ ﺑﺴﯿﺠﯽ، ﭘﺎﺳﺪﺍﺭ ﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﻭ ﺍﺭﺗﺸﯽ ﺭﺍ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻭﯼ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻀﻮﺭ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﺿﻤﻦ ﺳﺮ ﻭ

ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻣﻨﻄﻘﻪ، ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺗﺤﺮﮐﺎﺕ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﻌﺜﯽ ﺭﺍ ﺭﺻﺪ

ﮐﺮﺩﻩ، ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﺟﻬﺖ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺑﻪ

ﺩﺍﺧﻞ ﺧﺎﮎ ﻋﺮﺍﻕ ﻧﻔﻮﺫ ﮐﺮﺩﻩ، ﻭ ﮔﺰﺍﺭﺵﻫﺎﯼ ﻣﺘﻌﺪﺩﯼ ﺍﺯ ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ ﺻﺪﺍﻣﯿﺎﻥ

ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﻭ ﺣﻀﻮﺭ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﯾﮕﺎﻥﻫﺎﯼ ﺯﺭﻫﯽ ﻭ ﺗﻮﭘﺨﺎﻧﻪﺍﯼ

ﺩﺷﻤﻦ ﺑﻌﺜﯽ ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﻣﺮﺯﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻃﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﻪ

ﻣﺴﺌﻮﻻﻥ ﺫﯼﺭﺑﻂ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺳﺮﻫﻨﮓ ﻗﻤﺮﯼ، ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﺳﻨﺎﺩ

ﺍﯾﻦ ﻣﮑﺎﺗﺒﺎﺕ ﺩﺭ ﻟﺸﮑﺮ 92 ﺯﺭﻫﯽ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺳﺖ .

ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺟﺎﻧﺎﻧﻪ ﺳﺮﻫﻨﮓ ﻗﻤﺮﯼ ﻭ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺩﻻﻭﺭ ﺩﮊ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ

ﺗﺎ ﺻﺪﺍﻡ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﻫﻔﺖ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﺭﺳﻤﯽ ﺟﻨﮓ، 8 ﻧﻔﺮ ﺍﺯ

ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﻧﯿﺮﻭ، ﻫﺰﯾﻨﻪ، ﻭﻗﺖ ﻭ ﻋﺪﻡ

ﭘﯿﺸﺮﻭﯼ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻧﺪﮎ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ، ﺍﻋﺪﺍﻡ ﮐﻨﺪ .

ﺳﺮﻫﻨﮓ ﻗﻤﺮﯼ ﮐﻤﮏ ﺭﺯﻣﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ 34 ﺭﻭﺯﻩ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﺭﺍ

ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﮐﻢ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﮔﻔﺖ : ﻋﺪﻡ ﺁﻣﻮﺯﺵ

ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﻣﺮ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﭼﻨﺪﺍﻧﯽ

ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﻣﺜﻼ ﺧﻮﺩﻡ ﺷﺎﻫﺪ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻣﯽ،

ﺳﻼﺡ ﺁﺭ . ﭘﯽ. ﺟﯽ. ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ

ﻫﺸﺪﺍﺭ ﻣﺎ ﺑﺸﻮﻧﺪ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﺎﻧﮏﻫﺎ ﺷﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﻭ ﺑﺪﯾﻦ ﻧﺤﻮ

ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪﻧﺪ .

ﻭﯼ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺩﻻﯾﻞ ﻋﺪﻡ ﮐﻤﮏ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﺭﺍ

ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭﺍﺕ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺍﺭﺗﺶ ﻭ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺁﻥ ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﺳﯿﺎﺳﯿﻮﻧﯽ ﻫﻤﭽﻮﻥ

ﺑﻨﯽ ﺻﺪﺭ ﺧﺎﺋﻦ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﯽﺍﻓﺰﺍﯾﺪ : ﺍﮔﺮ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﺑﻨﯽ ﺻﺪﺭ ﺩﺭ

ﺗﻮﺯﯾﻊ ﺗﺠﻬﯿﺰﺍﺕ ﻭ ﺗﺰﺭﯾﻖ ﻧﯿﺮﻭ ﺑﻪ ﻣﺪﺍﻓﻌﺎﻥ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﻧﺒﻮﺩ، ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﻭﺟﺐ

ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﺍﺷﻐﺎﻝ ﺻﺪﺍﻣﯿﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﻤﯽﺁﻣﺪ .

ﺳﺮﻫﻨﮓ ﻗﻤﺮﯼ 73 ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ 51 ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻟﺒﺎﺱ ﺍﺭﺗﺶ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻦ ﺩﺍﺭﺩ،

ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺟﺴﻤﺎﻧﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ : " ﺳﺮﺥ ﺭﮒ، ﻭ ﺳﯿﺎﻩﺭﮒﻫﺎﯼ

ﭘﺎﯼ ﭼﭙﻢ ﻣﻨﺼﻮﻋﯽ، ﻭ ﺍﺯ ﻧﻮﻋﯽ ﭘﻼﺳﺘﯿﮏ ﺍﺳﺖ . ﺍﺯ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﺭﯾﻪ ﺷﯿﻤﯿﺎﯾﯽ

ﻫﺴﺘﻢ، ﻭ ﭼﺸﻢ ﭼﭙﻢ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺍﺳﺖ. ﺗﺎﮐﻨﻮﻥ ﺟﻬﺖ ﺗﺨﻠﯿﻪ ﺗﺮﮐﺶ ﺳﻪ

ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻡ.

ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﺎﮐﺮﻡ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺳﺮﭘﺎ ﻫﺴﺘﻢ، ﻭ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ 10 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﭘﯿﺎﺩﻩﺭﻭﯼ ﻭ

ﻭﺭﺯﺵ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﺳﻮﺍﺭﯼ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﺩﻫﻢ. ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻫﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺧﺬ ﺗﺎﺋﯿﺪﯾﻪ

ﭘﺰﺷﮏ، ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﭼﺘﺮﺑﺎﺯﯼ ﺩﺭ 29 ﻓﺮﻭﺩﯾﻦ ﺳﺎﻟﺮﻭﺯ

ﮔﺮﺍﻣﯽﺩﺍﺷﺖ ﺍﺭﺗﺶ ﺍﻋﻼﻡ ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ ﮐﺮﺩﻡ، ﮐﻪ ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻧﺎﻣﺴﺎﻋﺪ

ﺑﻮﺩﻥ ﻫﻮﺍ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﻨﺘﻔﯽ ﺷﺪ "

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۲۳
bsj sajjad

نظرات  (۱۱)

۱۸ دی ۹۴ ، ۱۵:۴۴ محمدتقی خبازان
سلام ودرود به فرمانده شجاع وعزیزم .اینجانب افتخار خدمت در چند عملیات از جمله عملیات حصر آبادان در خدمت عزیزم بودم .جاده ی ابادان ماهشهر .از سمت ماه شهر بطرف آبادن .سمت راست جاده دست لشکر 77 پیروز خراسان وسمت چپ جاده دردست تکاوران پیروز نیروی دریایی .فرمانده عزیزم ناخدا صمدی ..سهنگ بای ..ودیگر عزیزانم .من سرباز منقضی 56 بودم .چون مانیک دستگاه سنگین شغلم بود .اولین خاکریزرا در میدان مین آبادن .نزدیک کارخانه ی شیر .کنار جاده زدیم .خواستم عرض کنم شرکتی که دران کارمی کردم حتی حاضر نشد حقوقمان را بپر دازد .من از دست فرمانده ی پادگان بهمنیبوشهر تقدیر نامه دارم .ودارای کارت شجاعت در عملیات خرمشهر .وآبادان .اما هیچگاه چون بسیجی نبودیم .در کنار دیگر عزیزان رزمنده بحساب نیاوردن .من دست وبازوی شما را عزیزم قربانت برم می بوسم ..امیدوارم سالم وسلامت باشی
۱۸ دی ۹۴ ، ۱۶:۱۴ محمدتقی خبازان
درود به عزیزم فرمانده ی شجاع تکاوران نیروی دریایی .جناب ناخدا قمری ..وقتی میدان مین عراقیها را با دستگاه بلدوزل جمع می کردیم وسیم های خار دار .باپایه هایشون را از زمین می کندیم هیچگاه بفکر این نبودیم که یک روز فراموش بشویم ..ان شب که با انفجار مین های دشمن به روز تبدیل شد ..اولین کسانی در تکاوران نیروی دریایی بوشهر بودیم که سنگر تانگ برای لشکر 77 خراسان زدیم .اولین کسانی که سنگر تفنگ 106 ..اولین کسانی که برای موشکهای تاو که روی چیپ بودن .درود به شما باد ما فراموش شدگان این سر زمین هستیم ..درود خدا به ناخدا رزمجو .ناخدا احمدی .نا خدا بهرامی .وهمه ی عزیزان خدمت گذار
گاهی دلم زغصه سیر می شود .....از هرچه این نگاه است دلگیر می شود
..امیدوارم همیشه سلامت باشی دوست دارم یک بار پایت را ببوسم ..دوست دارم نا خدا صمدی را یک بار ببینم .هیچگاه راه رفتنش را در جبهه فراموش نکرم ونمی کنم محمد تقی خبازان .09163468846
سلام اقای خبازان شما و همرزمان چون شما هیچوقت فراموش نخواهید شد  این را خدا میداند به جاهلان خرده نگیر
جناب سرهنگ قمری بسیار زیبا ایراد سخن کردند و ما واقعا همه میخ کوب بودیم بر خلاف سایر جلسات که خیلی از بچه ها خوابشون می برد واقعا خیلی ها حتی اشک تو چشماشون جمع شده بود ز اینهمه وطن دوستی و غیرت.به قول ستوان دوم پیاده شفق خاکپور فرمانده گروهان شیرودی گردان بدر:  درود به شرفت جناب سرهنگ .
 
درود به شرف این فرمانده دلیر ساعتی پیش رودر رو ایین فرمانده ی دلسوز را ملاقات کردم و دست ایشان را به نشانه ی احترام بوسیدم هنوز قدرت ایران توی بازو و زبان این فرمانده نهفته است عشق به ایران رو تو وجودش حس کردم درود به تمام هم رزمان دلاورت سرهنگ
درودبه شرفتان بهشت مختص شماست
سلام
در دوره آموزشی سمنان ایشان را ملاقات کردیم
واقعا با ابهت، با غیرت، شجاع و تمام صفت خوبی که در خصوص ایشان باید گفت، هستند.
افتخآر من در دوره سربازی آشنایی با همچنین انسان کاملی بود.
درود بر تمام دلیری هایی که شما و هم رزمانتان انجام دادند.
سلام و درود فروان خدمت غیور مرد ارتش ایران سرهنگ قمری، واقعا وقتی  سال  اول و دوم جنگ  را بازگو میکردید واقعا افتخار میکردم که سرباز آموزشی ارتش هستم و این افتخار را دارم که سخنان شما را بشنوم.تنت سالم و همیشه سر افراز قهرمان
 سرباز آموزشی پادگان ۰۲ آرش یارویسی. 
با سلام و درود بسیار خدمت فرمانده دلاور سرهنگ علی قمری
ما همه نفس کشیدنمان را مدیون دلاوری های شما فرماندهان با غیرت ارتش هستیم،پای تک تک شما دلاوران را میبوسم
سلام با مدرک ودلیل ثابت میکنم که قمری درزمان شروع جنگ درخرمشهرهیچ وقت فرمانده نبوده ودر رکن یکم گردان دژخرمشهرخدمت میکرد وهیچ وقت اسلحه بدست نگرفته است
باسلام لطفااطلاع رسانی کنید که اقای قمری اخرین بازمانده افسران پادگان دژ خرمشهر نمی باشد چون افسرانی چون سروان بختیار پور و سروان جعفر ایازی وسروان قدیمی افسران آنزمان هنوززنده اند وستوان قمری انزمان یعنی شروع جنگ خرم شهروحتی سقوط ان قمری فرمانده نبوده او در رکنیکم گردان ودر بنه گردان خدمت میکرد واوهیچ وقت فرمانده نبوده

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی